تبلیغات
بروز - عشق واقعی به خدا

بین مطالب وب سایت جستجو کنید

هدف ما بروز کردن اطلاعات شماست

     
امیر حسین مصباح
02:26 ب.ظ
پنجشنبه 21 دی 1391

در کنار شهری خارکنی زندگی می‌کرد که فقر و فاقه او را به شدت محاصره کرده بود.

روزها در بیابان گرم، همراه با زحمت فراوان و بی‌دریغ مشغول خارکنی بوده و پس از به دست آوردن مقداری خار، آن را به پشت خود بار نموده به شهر می‌آورد و به قیمت کمی می‌فروخت.

روزی در ضمن کار صدای دور شو، کور شو، شنید، جمعیتی را با آرایش فوق العاده در حرکت دید، برای تماشا به کناری ایستاده دختر زیبای امیر شهر به شکار می‌رفت، و آن دستگاه با عظمت از آن او بود.

در این حین چشم جوان خارکن به جمال خیره کنندهی او افتاد

و به قول معروف دل و دین یکجا در برابر زیبایی خیره کننده او سودا کرد.

قافله عبور کرد و جوان ساعت‌ها در اندوه و حسرت می‌سوخت. توان کار کردن نداشت، لنگ لنگان به طرف شهر حرکت کرد.

به حال اضطراب افتاد، دل خسته و افسرده شده، راه به جایی نداشت، میل داشت بدون هیچ شرطی، وسیله ازدواج با دختر شاه برایش فراهم شود.

دانشوری آگاه او را دید، از احوال درونش باخبر شد، تا می‌توانست او را نصیحت کرد ولی پند دانشور بی‌فایده بود و نصیحت او اثر نداشت و آنچه عاشق را آرام می‌کرد فقط رسیدن به محبوبش بود.

مرد دانشور آخر به او گفت:

«تو که از حسب و نسب و جاه و مال، شهرت و اعتبار و زیبائی بهره‌ای نداری و عشق خواسته تو از محالات است و اکنون که راه به بن‌بست رسیده، برای پیدا شدن چاره‌ی درد جز رفتن به مسجد و قرار گرفتن در سلک عابدین راهی نمی‌بینم. مشغول عبادت شو شاید از این راه به شهرت رسیده و گشایشی در کارت حاصل شود.»

خارکن فقیر پند دانشور را به کار بست،‌کوه و دشت و کار و کسب خویش را رها کرد و به مسجدی که نزدیک شهر بود و از صورت آن جز ویرانه‌ای باقی نمانده بود آمد و بساط عبادت خود را جهت جلب نظر اهالی در آنجا پهن کرد.

کم‌کم کثرت عبادت و به خصوص نمازهای پی‌درپی، به تدریج او را در میان مردم مشهور کرد، آهسته آهسته ذکر خیرش دهان به دهان گشت و همه جا سخن او به میان آمد.

آری سخن از عبادت و پاکی و رکوع و سجود او در میان مردم آنچنان شهرت گرفت که آوازه او به گوش شاه رسید و شاه با کمال اشتیاق قصد دیدار او کرد.

شاه روزی که از شکار باز می‌گشت، مسیرش به کلبه‌ی عابد افتاد برای دیدن او عزم خود را جزم کرد و بالاخره همراه با ندیمان، با کبکبه شاهی قدم در مسجد خراب گذاشت.

پادشاه در ضمن زیارت خارکن فقیر و دیدن وضع عبادت او، به ارادتش افزوده شد، شاه تصور می‌کرد به خدمت یکی از اولیاء بزرگ الهی رسیده، تنها کسی که خبر داشت این همه عبادت و آه و ناله قلابی و توخالی است خود خارکن بود.

در هر صورت پادشاه سر سخن را با آن جوان باز کرد و کلام را به مسأله ازدواج کشید، سپس با یک دنیا اشتیاق داستان دختر خود را مطرح کرده که ای عابد شب زنده‌دار، تو تمام سنت‌های اسلامی را رعایت کرده‌ای مگر یک سنت مهم و آن هم ازدواج است، می‌دانی که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر مساله ازدواج چه تأکید سختی داشت. من از تو می‌خواهم به اجرای این سنت مهم برخیزی و فراهم آوردن وسیله‌ی آن هم با من، علاوه بر این من میل دارم که تو را به دامادی خود بپذیرم، زیرا در سراپرده خود دختری دارم آراسته به کمالات و از لطف الهی از زیبایی خیره کننده‌ای هم برخوردار است، من از تو می‌خواهم به قبول پیشنهاد من تن در دهی، تا من آن پری‌روی را با تمام مخارج لازمه در اختیار تو قرار دهم!

جوان بعد از شنیدن سخنان شاه در یک دنیا حسرت فرو رفت و در جواب شاه سکوت کرده و شاه به تصور این که حجب و حیاء و زهد و عفت مانع از جواب اوست چیزی نگفت، از جوان عابد خداحافظی کرد و به کاخ خود رفت، ولی تمام شب در این فکر بود که چگونه زمینه‌ی ازدواج دخترش را با این مرد الهی فراهم کند.

صبح شد، شاه یکی از دانشوران را خواست و داستان عابد را با او در میان گذاشت و گفت به خاطر خدا و برای اینکه از قدم او زندگی من غرق برکت شود نزد او رو و وی را به این ازدواج و وصلت حاضر کن.

عالم آمد و پس از گفتگوی بسیار و اقامه و دلیل و برهان و خواندن آیه و خبر، ‌جوان را راضی به ازدواج کرد.

سپس نزد شاه آمد و رضایت عابد را به سلطان خبر داد، سلطان از این مساله آن چنان خوشحال شد که در پوست نمی‌گنجید.

مأموران شاه به مسجد آمدند و با خواهش و تمنا لباس دامادی شاه را به او پوشاندند و او را مانند نگینی در حلقه گرفتند و با کبکبه و دبدبه شاهی به قصر آورند. در آنجا غلامان و کنیزان دست به سینه برای استقبال او صف کشیده بودند و امیران و دبیران و سپاهیان جهت احترام به داماد شاه گوش تا گوش ایستاده بودند.

وقتی قدم به بارگاه شاه گذاشت و چشمش به آن همه جلال و شکوه و عظمت افتاد، غرق در حیرت شد و ناگهان برق اندیشه درون جان تاریکش را روشن کرد، به این مساله توجه نمود، من همان جوان فقیر و آدم بدبختم، من همان خارکن مسکین و دردمندم، من همانم که مردم عادی حاضر نبودند سلامم را جواب بدهند، من همان گدای دل سوخته‌ام که از تهیه‌ی قرص نان جویی و پارچه‌ای کهنه عاجز بودم، من همان پریشان عاجز و بینوای مستمندم!

آری جوان بر اساس آیات الهی به فکر فرو رفت، که من همان خارکنم که بر اثر عبادت میان تهی، و طاعت ریایی به این مقام رسیدم، آه بر من، حسرت و اندوه از من، اگر به عبادت حقیقی و طاعت خالص اقدام می‌کردم چه می‌شدم؟

در غوغای پر از آرایش ظاهری دربار، چشم دل خارکن باز شد، جمال دوست در آئینه‌ی دلش تجلی کرد. با قدم اراده و عزم استوار، پای از دربار بیرون گذاشت و از کنار آغوش آن پری‌وش کناره گرفت و به سوی نماز و عبادت واقعی و بندگی حقیقی خدا حرکت کرد.

وقتی نماز ریائی و میان تهی و الفاظ بی‌معنی این گونه برای حل مشکل مدد کند، نماز واقعی و عبادات خالصانه، و طاعت بی‌ریا چه خواهد کرد؟[1]

لطیف راشدی ـ سرود شکفتن، ص  15

[1] . کتاب عرفان اسلامی، جلد 5، به نقل از کتاب طاقدیس مرحوم ملا احمد نراقی.



Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
How we can increase our height? شنبه 1 مهر 1396 08:12 ب.ظ
I got this site from my buddy who told me about this site
and now this time I am browsing this website and reading very informative articles at this time.
foot problems دوشنبه 27 شهریور 1396 07:01 ق.ظ
Your way of explaining everything in this paragraph is actually pleasant, every
one can without difficulty know it, Thanks a lot.
taniabyrd.hatenablog.com شنبه 21 مرداد 1396 12:19 ق.ظ
Hello! I know this is somewhat off-topic however I needed to ask.
Does running a well-established blog such as yours require a lot of
work? I am completely new to operating a blog however I
do write in my journal on a daily basis. I'd like
to start a blog so I can easily share my own experience and feelings online.
Please let me know if you have any kind of suggestions or tips for brand new
aspiring blog owners. Thankyou!
http://sanadorne.hatenablog.com/entry/2015/06/23/065628 دوشنبه 9 مرداد 1396 10:28 ب.ظ
Good way of explaining, and fastidious paragraph to obtain data regarding my presentation topic, which i am going to
convey in school.
foot pain from running شنبه 17 تیر 1396 11:54 ق.ظ
Hello my friend! I want to say that this article is awesome, nice written and come with almost all significant infos.
I'd like to see more posts like this.
aletavoskowsky.over-blog.com جمعه 16 تیر 1396 05:33 ب.ظ
I was curious if you ever thought of changing
the layout of your blog? Its very well written; I love what youve
got to say. But maybe you could a little more in the way of content so
people could connect with it better. Youve got an awful lot of text for only having one or 2 images.
Maybe you could space it out better?
http://stephensonppxhflqtkh.exteen.com/20150623/hammer-toe-repair-pinning سه شنبه 2 خرداد 1396 11:00 ب.ظ
Hi there to all, the contents existing at this web site are
genuinely remarkable for people knowledge, well, keep up the nice work fellows.
farleysrrpzmjwiy.sosblogs.com جمعه 29 اردیبهشت 1396 10:05 ق.ظ
After looking over a number of the blog articles on your web page, I honestly like your technique of blogging.
I saved as a favorite it to my bookmark site list and will be checking back soon. Please visit my web site too and
tell me what you think.
tallcab2747.sosblogs.com چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 11:27 ب.ظ
Hi, Neat post. There is a problem together with your website in internet explorer, may check this?

IE still is the market chief and a big element of other people will leave out your excellent writing due to this problem.
BHW چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 04:54 ب.ظ
I think the admin of this web site is in fact working hard in favor of his site, for the reason that here every material is quality based material.
BHW سه شنبه 29 فروردین 1396 05:09 ب.ظ
Wow, awesome blog layout! How long have you been blogging for?
you made blogging look easy. The overall look
of your website is great, as well as the content!
BHW دوشنبه 28 فروردین 1396 12:35 ب.ظ
My brother suggested I may like this blog.
He was totally right. This submit truly made my day.
You cann't imagine simply how a lot time I had spent for this info!
Thank you!
BHW دوشنبه 21 فروردین 1396 03:42 ق.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your weblog and wished
to say that I've really enjoyed surfing around your blog posts.
In any case I will be subscribing to your feed and I hope you write again soon!
manicure یکشنبه 20 فروردین 1396 07:15 ب.ظ
magnificent publish, very informative. I ponder why the other experts of this sector do not understand this.
You must proceed your writing. I'm confident, you've a great readers'
base already!
manicure شنبه 12 فروردین 1396 07:50 ق.ظ
Great info. Lucky me I recently found your blog by accident (stumbleupon).

I've book marked it for later!
حسین محمودی یکشنبه 1 بهمن 1391 03:39 ب.ظ
وبلاگت عالیه
امیر حسین مصباح پاسخ داد:
خواهش میکنم
هادی ماهرزاده شنبه 30 دی 1391 01:52 ب.ظ
exellent
امیر حسین مصباح پاسخ داد:
thank you very much
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
این وبلاگ در مهرماه1391 برای درس مطالعات اجتماعی ایجاد شده است
وسعی خواهیم کرد درطول سال تحصیلی شمارا با مقالات اجتماعی _ دانستنیها
_ مطالب علمی _ برترینهای کلاس ونمونه سوالات درسی آشنا کنیم
باتشکر
امیر حسین مصباح
ایمیل : mesbah_a@ymail.com

مدیر وب سایت : امیر حسین مصباح
تمام حقوق این وب سایت متعلق به بروز می باشد   |   طراحی قالب : تم دیزاینر